منشور فرارشتگی
گردهمایی آرابیدا، پرتقال، ششم نوامبر 1994
منبع:
کل گرایی و کل نگری، انتشارات سپهر اندیشه،
چاپ 1393، صص 149-152
برای تهیه کتاب
مقدمه
در حالی که تولید و تکثیر رشتههای آکادمیک و غیرآکادمیک منجر به افزایش تصاعدی دانش شده است که رسیدن به یک بینش کلی از وضعیت بشری را غیرممکن کرده است؛
در حالی که فقط نوعی اندیشۀ توانا و دربرگیرندۀ ابعاد جهانشمولِ تنازعات کنونی میتواند با پیچیدگی دنیای ما و چالشهای معنوی و مادی نوع بشر مقابله کند؛
در حالی که زندگی بر روی کرۀ زمین با سیطرۀ علم-آفنوری جداً در معرض تهدید است و این پدیده نیز فقط از منطق وحشتناکِ تولید برای تولید پیروی میکند؛
در حالی که گسست موجود بین دانش بیش از پیش کمّی و هویت درونیِ بیش از پیش تهی شدۀ ما، منجر به اوج گیری یک جوّ ابهامآمیز با پیامدهای فردی و جمعیِ محاسبهناپذیر شده است؛
در حالی که رشد تاریخی و بیسابقۀ دانش نابرابری بین دارا و ندار را بیشتر میکند، و در نتیجه موجب نابرابری داخلی ملتها و میان تمام ملتهای سیارۀ ما میشود؛
در عین حال، همزمان نیز نفطۀ مقابل تمام چالشهای مذکور امید است؛ امید به اینکه چنین توسعۀ فوقالعادهای از دانش احتمالاً بتواند به تحولی منجر شود که بیشباهت به روند تبدیل موجودات نخستین به موجودات بشری نیست.
بنابراین، با ملاحظۀ تمام موارد فوق، شرکت کنندگان در اولین کنگرۀ جهانی فرارشتگی منشور حاضر را به تصویب رساندند که متشکل از اصول مبنایی جامعۀ پژوهشگران فرارشتهای، و یک تعهد اخلاقی شخصی فارغ از هر گونه قیود نهادی و تشکیلاتی از طرف هر امضا کنندۀ منشور است.
ماده 1: هر گونه تلاشی که بخواهد با تعریف رسمی از ماهیت اوضاع بشری آن را تقلیل دهد؛ و آن را تحت بررسیهای تقلیلگرایانه در چارچوب ساختارهای رسمی قرار دهد- صرف نظر از اینکه چه ساختارهایی باشد- با نگاه فرارشتهای ناسازگار است.
ماده2: اذعان به وجود سطوح متفاوتی از واقعیت که انواع متفاوتی از منطق بر آن حاکم است، مشخصۀ ذاتی نگرش فرارشتهای است. فرارشتگی تلاش برای خبرگی در چندین رشته نیست، بلکه هدف آن گشودن چشم همۀ رشتههاست به آنچه وجه اشتراکشان است.
ماده 3: فرارشتگی مکمل رویکردهای میانرشتهای است. پژوهش فرارشتهای موجب ظهور دادههای تازه و تعاملات تازهای میشود که فراتر از دامنۀ تلقی بینرشتههاست. این رویکرد دید تازهای از طبیعت و واقعیت به ما میبخشد. رویکرد فرارشتهای تلاش برای تخصص و خبرگی چندرشتهای نیست. بلکه هدفش گشودن همه رشتهها به آن چیزی است که وجه مشترک آنهاست، و نیز به آنچه که فراتر از حوزه خودشان قرار دارد.
ماده 4: سنگ بنای فرارشتگی اتحاد محتوایی و عملی معانی است که از رشتههای مختلف عبور کرده و فراتر از آن بنشینند. این رویکرد مستلزم عقلانیتی روشنفکرانه است که مفاهیم «تعریف» و «عینیت» را مورد وارسی مجدد قرار دهد.
ماده 5: نگاه فرارشتهای قطعاً نگاه باز است چنانکه فراتر از حوزۀ علوم دقیقه قدم نهاده و خواهان گفتگوی علوم و آشتی آنها با مباحث انسانی و علوم اجتماعی، و همچنین با هنر، ادبیات، شعر، و تجربیات معنوی است.
ماده 6: در قیاس با میانرشتگی و چندرشتگی، فرارشتگی چندمرجعی و چندبُعدی است. رویکرد فرارشتهای در عین استفاده از رویکردهای متنوع نسبت به زمان و تاریخ، افق فراتاریخی را نیز کنار نمیگذارد.
ماده 7: فرارشتگی نه شکل تازهای از دین است، نه فلسفهای جدید، نه ماوراءالطبیعۀ جدید و علمالعلوم.
ماده 8: شرافت موجود بشر ابعادی زمینی و کیهانی توأمان دارد. ظهور موجودات بشری بر روی کرۀ زمین یکی از مراحل تاریخ عالم است. بازشناسی کرۀ زمین به عنوان خانۀ ما از واجبات رویکرد فرارشتهای است. آحاد بشری هر هدام به ملیتی منتسباند؛ اما به عنوان فردی از اهالی کرۀ زمین موجود فراملیتیاند. اذهان به این تعلق دوگانه – یعنی تعلق به یک ملت در عین تعلق به کرۀ زمین- توسط نظام حقوقی بینالملل یکی از اهداف پژوهش فرارشتهای است.
ماده 9: فرارشتگی منجر به نگرشی باز نسبت به افسانهها و ادیان، و همچنین نسبت به کسانی که میشود که با روحیۀ فرارشتهای برای این موضوعات ارزش قائلاند.
ماده 10: هیچ فرهنگی بر فرهنگ دیگر اولویت داده نمیشود. رویکرد فرارشتهای ذاتاً فرا-فرهنگی است.
ماده 11: آموزش و پرورش اصیل نمیتواند روش انتزاعی را بر دیگر اشکال دانش ترجیح دهد. باید متناسب با بافت ملموس و با رویکردهایی فراگیر آموزش بدهد. آموزش فرارشتهای دوباره برای نقش کشف و شهود، تخیل، احساسات، و جسم در انتقال دانش ارزش قائل میشود.
ماده 12: گسترش یک اقتصاد فرارشتهای باید مبتنی بر این اصل موضوعه باشد که اقتصاد باید در خدمت نوع بشر باشد و نه برعکس.
ماده 13: اخلاق فرارشتهای هر گونه نگرشی را که تن به گفتگو ندهد ردّ میکند؛ صرف نظر از آنکه این عدم تمکین منشأ عقیدتی، علمی، مذهبی، اقتصادی، سیاسی یا فلسفی داشته باشد. دانش مشترک منجر به فهم مشترکِ مبتنی بر احترام کامل به استقلال فردی و جمعی مردمی خواهد شد که به واسطۀ زندگی مشترک بر روی یک کرۀ واحد به همدیگر پیوند یافتهاند.
ماده 14: صلابت، تفکر باز، و مدارا مشخصات اساسی نگرش و بینش فرارشتهای است. صلابت در بحث، یعنی در نظر گرفتن تمام دادههای موجود، بهترین دفاع در مقابل کجاندیشیهای احتمالی است. تفکر باز شامل استقبال از ناشناختهها، امور غیرمنتظره و پیشبینی ناپذیر است. مدارا هم به معنای به رسمیت شناختن حقوق افکار و مدعیات درستی است که برخلاف افکار ما هستند.
ماده 15: منشور حاضر در بارۀ فرارشتگی توسط شرکت کنندگان اولین کنگرۀ جهانی فرارشتگی به تصویب رسیده است، بدون آنکه مدعی هیچ مرجعیتی غیر از کار و فعالیت علمی خودشان باشند. در راستای رویههایی که باید مورد توافق افراد دارای تفکر فرارشتهای از تمام کشورها قرار گیرد، این منشور پذیرای امضای هر کسی خواهد بود که علاقهمند به ارتقای تدریجی اقدامات ملی، بینالمللی و فراملیتی در جهت تضمین اجرای این مواد در زندگی روزمره باشد.
ششم نوامبر 1994
کمیتۀ سردبیری:
لیما دی فریتاس، ادگار مورَن، باساراب نیکولسکو
برچسب:
نویسنده: کارن خلیلی